من رویای نیمه شبم...

ولی به راستی این همه رویای رنگی چرا بیم دارن؟

بیمِ رسیدنِ آدما بهشون

​​​​​​مگه از نوازش دستِ آدمی، قلبشون پر نور تر نمیشه؟

مگه از دیدن چشایی که انعکاس نور، اون قطره های

اشک رو درخشان تر می‌کنه، ذوق زده نمیشن ؟

اشکهایی از سرِ ذوقِ، اشکهایی باارزش تر از زمرد

رویاها شدن مث پروانه ها🦋 که این روزا باید از دور

شوق لمسشون رو در وجود بپرونیم :)

آهای رویا!! آره با خودتم :)

تا حالا نشنیدی هر چیزی که از زمان خودش بگذره

دیگه جاذبه قبل رو نداره؟

پس زودتر بیا بشین رو شونمون

ماها که اینقد شوق تورو داشتیم و هنوزم داریم

ماها که اینهمه دوییدیم و هنوزم داریم از

شوقه وصال به آرزوهامون می‌دوییم

پس تا دیر نشده بیا بنشین بر روی شانه های لرزان ما

🦋✨🌱

و منی که زاده رویاهایم✨ رویاهایی که مدتهاست در ذهنم شکوفه زده‌ان

پس ای رویاها!! با من بیگانه نباشین

میدونم یه روز از نزدیک لمستون میکنم

یقین دارم🌛...

و این نوشته گواه بر آن روز است... :)✨🌱

.

.

​​​​​​+کامنتای قشنگتون پیش خودم می‌مونه:)

برچسب ها: من
[ ۱۴۰۱/۱۰/۳۰ ] [ 16:37 ] [ ...... 𝓜 ] [ ]
آخرین مطالب